سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۰۱
سورمه


«نگار» هم گویا از آن فیلم هایی است که بعضی ها خیلی دوستش داشتند و بعضی خیلی بدشان آمد. من جز دسته اولم. «نگار» واقعن یک «فیلم» است و نمی خواهد پیام خاصی به آدم بدهد یا بگوید چطور باش و چطور نباش. فیلم می بینی و لذت می بری و تمام و همین خیلی برای من یکی مهم است. 
آخر فیلم را هم بعضی ها دوست نداشتند اما من خیلی پسندیدم. انقدر که باب شده پایان فیلم باز یا تلخ باشد یا پیام اخلاقی خاصی داشته باشد و نگار هیچکدام اینها نیست. یک فیلم متفاوت و عجیب که آدم را درگیر می کند و با خودش می کشد. فیلمی که پیچیدگیش دلنشین و به جاست و وقتی تمام می شود دلتان خنک شده است. دل من یکی که خنک شد لااقل.
فیلم هایی مثل نگار یا اژدها وارد می شود واقعن برای لذت بردن از «فیلم» ساخته می شوند و امیدوارم بیشتر شوند. گرچه ما جامعه ای هستیم با یک «والد» بسیار سختگیرکه تمام تلاشش را می کند ما را در چهارچوب خاصی محصور کند و همش داد از اخلاق و پیام و شعار بزند و خلاقیت را بکشد ولی آدم هایی مثل رامبد جوان «کودک درون» قدرتمندی دارند و راه خودشان را می روند. 
به امید اینکه «کودک های درون» ما حالشان خوب شود و بتوانند فیلم هایشان را بسازند، حرف هایشان را بزنند و خلاقیتشان را نشان دهند.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۵۲
سورمه


توی این روزهای حال خراب کن می خواهم یک کتاب حال خوب کن بهتان معرفی کنم. البته انقدر در این مدت محبوب شده که شاید هم خوانده باشیدش. بله، «مردی به نام اُوه». این کتاب درباره مردی است به نام اُوه که فکر می کنم حداقل این طرف ها نسل آدم هایی شبیه او در حال منقرض شدن است. 

کتاب غم و شادی را باهم در شما ایجاد می کند و ممکن است وسط غم ناگهان شروع کنید به خندیدن. این کتاب را دوستی به من معرفی کرد که زمانی که با مترو اینور و آنور می رود با موبایلش و از طریق فیدیبو کتاب می خواند و من بعد خواندن این کتاب ازش پرسیدم واقعن چطور ممکن است این کتاب را بدون اینکه دیگران فکر کنند آدم دیوانه است توی مترو خواند؟ چون من با کتاب خندیدم و گریه کردم. 
یکی دیگر از جذابیت های کتاب برای ما ایرانی ها، شخصیت ایرانی کتاب است. زنی به نام پروانه که شخصیت جالبی هم دارد. اگر بروید و درباره فردریک بکمن نویسنده کتاب بخوانید می فهمید که او یک نویسنده سوئدی است که همسری ایرانی دارد و جالب است که در مصاحبه ای وقتی ازش می پرسند روشش برای نوشتن چیست پاسخ می دهد که وقتی کمی از رمانش پیش می رود آن را به دست همسرش می دهد تا بخواند و منتظر می ماند تا ببیند کجاهای متن همسرش بلند شروع می کند به خندیدن و بعد به همان سبک ادامه می دهد. از کتاب «مردی به نام اُوه» هم می توان فهمید که نویسنده احتمالن آدمی است که به عشق اهمیت می دهد و برای زن ها احترام زیادی قائل است.
کتاب با دو ترجمه (شاید هم بیشتر!) در بازار کتاب هست که من ترجمه فرناز تیمورازف از نشر نون را خواندم و راضی بودم. این سیستمی که تازگی باب شده و یک کتاب پرفروش با چند ترجمه از ناشرهای مختلف بیرون می آید به نظر خیلی جالب نیست. البته شاید بتوانیم ترجمه بهتر را انتخاب کنیم ولی خیلی هم مطمئن نیستم. فکر می کنم هر سال انقدر کتاب منتشر می شود که جا برای مترجم ها تنگ نباشد، منتها همه حوصله جستجو و انتخاب کتاب خوب را ندارند.

از روی این کتاب فیلمی هم ساخته شده که رقیب فیلم فروشنده اصغر فرهادی در اسکار بود.

خلاصه اگر می خواهید یک کتاب لطیف و حال خوب کن بخوانید این پیشنهاد من است. 


قسمتی از کتاب:
سونیا همیشه می گفت دوست داشتن یک نفر مثه این می مونه که آدم به یه خونه اسباب کشی کنه. اولش آدم عاشق همه چیزهای جدید می شه، هر روز صبح از چیزهای جدیدی شگفت زده می شه  که یکهو مال خودش شده اند و مدام می ترسه یکی بیاد توی خونه و بهش بگه که یه  اشتباه بزرگ کرده و اصلاً نمی تونسته پیش بینی کنه که یه روز خونه به این قشنگی داشته باشه، ولی بعد از چند سال نمای خونه خراب می شه، چوب هاش در هر گوشه و کناری ترک می خورن و آدم کم کم عاشق خرابی های خونه می شه. آدم از همه سوراخ سنبه ها و چم و خم هایش خبر داره. آدم می دونه وقتی هوا سرد می شه، باید چی کار کنه که کلید توی قفل گیر نکنه ، کدوم قطعه کف پوش تاب می خوره وقتی آدم پا رویشان می گذاره و چه جوری باید در کمدهای لباس را باز کنه که صدا نده و همه اینا رازهای کوچکی هستن که دقیقاً باعث می شن حس کنی توی خونه خودت هستی.

کتاب مردی به نام اُوه، نوشته فردریک بکمن، ترجمه فرناز تیمورازف، نشر نون


لینک های مرتبط: 

کتاب در شهرکتاب آنلاین

کتاب در طاقچه 

ایبنا: کتاب مردی به نام اُوه چگونه جهانی شد

مصاحبه با فردریک بکمن درباره مردی به نام اُوه

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۲۵
سورمه

اینجا اهواز است



این یکی کوهدشت لرستان


به نظر می رسد قرار است صبر کنیم همه مملکت این شکلی بشود و بعد همه با هم بمیریم و از ما بهتران هم تشریف ببرند بلاد کفر.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۰۳:۰۳
سورمه


امشب فیلم نفس را دیدم. سوای همه چیزهایی که می شود راجع به فیلم گفت و تاثیری که روی من گذاشت قسمتی از آن خیلی برایم سوزناک بود. آنجایی که بهار در جواب پدرش که می پرسد آرزویش چیست می گوید «دلم می خواست پسر بودم». پدرش که می پرسد چرا  جواب می دهد «چون پسرا موهاشون شولیده پولیده نیست، رو دست آدم هم باد نمی کنن». 
 خیلی از ما دخترها حداقل در لحظاتی از زندگیمان دلمان خواسته که پسر می بودیم، فقط شاید علت ها با هم فرق کنند. چقدر حیف که نصف جمعیت بخواهند شبیه آن نصف دیگر باشند. زندگی با یک جنسیت چقدر ملال اگیز می شود و چه چیزهایی که از دست نمی رود.
 اما فیلم نفس یک بابای فوق العاده دارد که امیدوارم ما به ازای بیرونیش انقدر زیاد شود که همه دخترها دوست داشته باشند دختر بمانند و رنگ های خودشان را روی دنیا بپاشند.

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۰۲:۴۱
سورمه



این یعنی تیشه به ریشه امید مردم زدن. خیلی سخته ببینی همون معدود آدم هایی که دارن کار می کنن و تلاش می کنن و می خوان برای ایران کاری انجام بدن راهی زندان می شن.  ناراحت کننده است که حتی کار کردن تو حوزه محیط زیست هم سیاسی بشه اونم در حالیکه الان بیشتر از هر وقت دیگه ای در این سال ها نیاز به مشارکت مردم احساس می شه اما حالا با دیدن همچین اتفاقی از هر وقت دیگه ای ناامیدتر و سرخورده تریم و مردم هم بیشتر خودشون رو عقب خواهند کشید. 
ناامیدکننده تر از اون اینه که همه اینها زمانی داره اتفاق می افته که فساد در دستگاه های مختلف بیداد می کنه و این انقدر عادی شده که مدام می شنویم «وقتی همه می دزدن چرا من ندزدم» و همه جا پر شده از رشوه بگیر و دزد اما دقیقا دست گذاشته می شه روی دلسوزترین ها و به جای اینکه قدر همچین آدم هایی رو دونسته بشه زندانی می شن. 
چند نفر مثل کاوه مدنی داریم که از اون سر دنیا برگزده ایران برای کمک به مملکتش؟ کاش یه کاری بکنن که بمونه و امیدوار باشه به تغییر تا شاید دیگران هم ببینن و ترغیب شن به برگشت. گرچه با مرگ کاووس سیدامامی کارها خیلی سخت شدن و غصه ها زیاد.
به قول ملک الشعرای بهار: همیشه در پی آزار اهل مملکت‌اند، گمان برندکه این است مملکت‌رانی

*از ترانه محلی صبر گلاره سیما بینا


لینک های مرتبط:
درخواست مشترکت چهار انجمن علمی از رییس جمهور در پی درگذشت کاووس سیدامامی
روایت نماینده تهران از مرگ یک فعال محیط زیست
قوه قضاییه درباره دستگیری فعالان محیط زیست و مرگ دکتر سیدامامی در زندان پاسخگو باشد
توییت کاوه مدنی، معاون سازمان محیط زیست، درباره بازداشت برخی فعالین محیط زیست

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۴۴
سورمه



اگر کسی گرسنه باشد، دیدن غذا  باعث می شود مغزش با تحریک اسید معده پاسخ دهد. اگر تصویری سکسی ببینیم این سیگنال مغزمان را تحریک می کند و باعث برانگیختگیمان می شود. اما مغز ما به تصاویری که در درونمان درباره غذا یا سکس تولید می کنیم هم پاسخ می دهد. ما می توانیم فقط به غذا یا چیزی سکسی فکر کنیم و متوجه تاثیر این فکر بر بدنمان شویم.
همین طور اگر کسی از ما انتقاد کند باعث تحریک سیستم استرس در ما خواهد شد و اگر این انتقاد در درون خودمان تولید شده باشد این صداهای انتقادی درونی می توانند باعث تحریک استرس و احساس کتک خوردگی در ما شوند. 
همین طور اگر مردم با ما مهربان باشند، ما را درک و حمایت کنند و بپذیرندمان این می تواند سیستم تسکین دهنده ما را فعال کند. به این ترتیب می توانیم نتیجه بگیریم که اگر یادبگیریم تصاویر و تجربه های تسکین دهنده ای در درون خود خلق کنیم شاید بتوانیم در زمان های استرس خودمان این سیستم تسکین دهنده را فعال کنیم.


منبع

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۴۴
سورمه

ایسنا: کلیه مقاطع تحصیلی تهران و شهرستانهای استان چهارشنبه تعطیل شد
دستگاه ها موظفند با مرخصی بانوان باردار و مادرانی که فرزند آنها بخاطر تعطیلی در منزل هستند. موافقت کنند.


سوال: چرا فقط «مادرانی که فرزند آنها در منزل هستند»؟

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۳۳
سورمه

شهردار شهر که معلم ورزش بوده و تازه دو ماه هم نیست به این سمت رسیده، اقدام به تخریب این بنا کرده است. او حاضر به پاسخ گویی به رسانه ها درباره چرایی این اقدام نمی شود. شاوردی، شورای شهر دارخوین از اصلی ترین مسببان این اتفاق اما از آن دفاع می کند:«اینجا اصلا ثبت میراث فرهنگی نبوده. ما استعلام کردیم جوابی به ما ندادند. بنابراین ما اقدام به تخریب این بنا کردیم چون بارها تصادف اینجا رخ داده بود و چندین کشته داشته و من خودم را ملزم می دانم که جلوی این حوادث را بگیرم.»
این اقدام در روز جمعه اتفاق افتاده در حالی که همان خانواده پنج نفره داخل خانه بودند. هر چند که حرف اعضای این خانواده را شاوردی نمی پذیرد:«هیچ کس داخل خانه نبوده و گرنه ما خانه را خراب نمی کردیم. این ها همه دروغ می گویند. تازه مجوز را ما از سپاه گرفتیم.»
رییس سپاه دارخوین اما می گوید که ما مجوز ندادیم. می خواهیم که مجوز را بیاورد. شاوردی می گوید که این مجوز شفاهی بوده.در حالی که رییس سپاه همانجا ایستاده است.
چرا از وزارت نفت که مالک بناست مجوز نگرفتید؟ باز تکرار می کند که ما از سپاه مجوز گرفتیم.
مسوول میراث فرهنگی هم می گوید که از ما سال 92 برای تخریب این بنای تاریخی استعلام کردند که ما اعلام کردیم که حق ندارید این بنا را تخریب کنید و دیگر استعلامی از ما صورت نگرفته. او درباره چگونگی انتشار خبر تخریب سینما به جای تخریب تعمیرگاه پاسخی نمی دهد.
بنابراین به اهواز می رویم و از مرجان شوشتری، معاون میراث فرهنگی خوزستان درباره این اتفاق می پرسیم؛ در حالی که هنوز خبر اشتباه تخریب سینما دارخوین روی سایت هاست. چرا شما پاسخگو به رسانه ها نبودید که این خبر اشتباه منتشر شود؟ « من مدام در جلسه هستم و وقت نمی کنم به رسانه ها پاسخ دهم. تازه بعضی وقت ها ناهارم یادم می رود بخورم.»
از او می پرسیم که چرا رییس میراث فرهنگی دارخوین از بنای تخریب شده گزارش به موقع و صحیحی نداد، پاسخ می دهد که ریس میراث دارخوین که کارشناس نیست. مسوول یگان حفاظت دارخوین بوده برای او حکم زدیم چون ما نیرو نداریم. بنابراین باید خودمان کارشناس از اهواز بفرستیم.
چرا نفرستادید؟ «فرستادیم.»
چه موقع؟ «دقیق نمی دانم. فکر می کنم که پنج روز از ماجرا گذشته بوده.»
شوشتری می گوید که خوزستان بیش از سه هزار بنای ثبتی دارد با وجود سه اثر ثبت جهانی اما ما اینجا اعتبار نداریم. نیرو نداریم. هیچ کاری از دستمان بر نمی آید.
خسرو نشان، رییس اداره میراث فرهنگی خوزستان هم در جلسه پرسش و پاسخ ما حضور دارد و حرف های معاونش را تایید می کند: ما از مسببان این تخریب شکایت می کنیم و او باید دوباره بنا را به شکل اول بازسازی کند.»
باید دید که در روزهای آتی با وجود موج تخریب های خوزستان آیا او همچنان بر جایگاه مدیریت خود باقی می ماند که بخواهد پیگیر ماجرا باشد یا نه. آیا مسببان این ماجرا به دادگاه کشیده می شوند؟ آیا مسوولان شهر دارخوین به خودشان آمده و برای صیانت از تاریخ و هویت و رونق گردشگری این شهر رویکرد خود را تغییر می دهند؟ زمان تنها پاسخگوی صادق ماست.


مطلب کامل در اینجا

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۳۸
سورمه

دیشب مهران مدیری مهمان برنامه هفت بود. رشیدپور از مدیری پرسید چرا در دورهمی فقط از دولت انتقاد می کند و مدیری از رشیدپور پرسید «مگه از قوه قضاییه می شه انتقاد کرد» و رشیدپور سکوت کرد و خندید بعد دوباره مدیری پرسید «کدوم یکی از نهادها هست که بشه ازش انتقاد کرد اسم ببر» و رشیدپور باز هم سکوت کرد و خندید. 

بعد رفتند و آمدند و رشیدپور گفت که در برنامه صبحگاهیش از قوه قضاییه هم انتقاد کرده و آنها هم تحملشان بالاست و تشکر کرد از انتقادپذیری بالای نهادها و قوه قضاییه. 

بعد رفتند و آمدند و آخر برنامه مهران مدیری گفت که در برنامه اش از قوه قضاییه هم انتقاد کرده و آنها خیلی هم انتقادپذیرند و تشکر می کند از اینهمه انتقادپذیری و چه و چه. 

یک تغییری میان این آمدن ها و رفتن ها تابلو بود و فکر کنم همه فهمیدند چه خبر است و از کی می شود انتقاد کرد و تحمل کی بالاست.

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۲۳
سورمه