سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
بایگانی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تهران» ثبت شده است


جشنواره نمایش عروسکی فردا افتتاح می شود و قرار است یک عالم تاتر عروسکی اجرا شود و حسابی خوش بگذرد. جشنواره از فردا دوشنبه آغاز می شود  تا شنبه هفته آینده ادامه خواهد داشت.

مراسم فردا یک فستیوال عروسکی خواهد بود که اگر خواستید همراه شوید توصیه می کنم از خانه یکی دوتا عروسک همراه بیاورید.

در کنار برگزاری نمایش ها، بازارچه فروش عروسک برپا خواهد بود که عروسک های محلی هم به فروش خواهند رسید. عروسک هایی که به دست بانوان روستاها ساخته شده اند.

عروسک فقط متعلق به بچه ها نیست گرچه خیلی خوب است اگر بچه ها را همراه بیاورید تا به عروسک های ایرانی علاقمند شوند و نمایش های ایرانی ببینند اما کودک درون خودتان از همه چیز مهمتر است. دستش را بگیرید و بیاوریدش تئاترشهر.


پیوندهای مرتبط:

خبر مراسم افتتاحیه جشنواره

سایت جشنواره

جدول  اجراها

کانال تلگرام جشنواره

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۴۱
سورمه



چند وقتی است یک کتاب فروشی زیر پل سیدخندان باز شده. چند باری از جلویش رد شده بودم ولی فرصت نداشتم داخلش را ببینم. ویترینش که از بیرون خیلی جذاب و  وسوسه انگیز بود. سیدخندان واقعن یک کتابفروشی اینچنین کم داشت به خصوص در آن قسمت زیر پل بین شریعتی و سهروردی، با یک فضای راحت برای پرسه زدن.

چند روز پیش بالاخره فرصتش پیش آمد و رفتم داخلش را دیدم. فضای راحت با انرژی مثبت و موسیقی خوب که در فضا پیچیده بود و فروشنده های خوش اخلاق. از آنطرف ها رد شدید بهشان سر بزنید.

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۵ ، ۰۹:۲۷
سورمه

بروید نمایشگاه صنایع دستی که هم حالش را برده باشید و هم از صنایع دستی ملی مان حمایت کرده باشید. نمایشگاه از ساعت 10 صبح تا 8 شب در مصلای تهران در حال برگزاری است و از هر کدام از متروهای شهید بهشتی یا مصلا که وارد شوید ون ها به صورت رایگان شما را تا محل نمایشگاه می برند و در زمان برگشت هم بر می گردانند. احتمال تمدید ساعت نمایشگاه تا 9 یا 10 شب هم هست.

عکس هم می گذارم که شاید بیشتر ترغیب شوید برای رفتن.














۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۵ ، ۰۷:۵۱
سورمه

چند وقتی است نوارهای نارنجی و سیاه شهر تهران که حصار محوطه های کارگاهی ساختمانی بود جایشان را به رنگ های آبی و سفید داده اند و مزین شده اند به جمله «آسمان آبی، زمین پاک». رنگ آبی و سفید البته آرامش بخش تر از نارنجی و سیاه است. نارنجی و سیاه هشداری در خود داشت انگار. بله آبی وسفید آرامش می آورد، آرامش خوب کاذب.

تناقض جالبی است که درخت ها را می خشکانیم و از بین می بریم و برای ساختن آپارتمان ها و برج ها و پاساژها، روی حصارهای کارگاهایمان می نویسیم آسمان آبی، زمین پاک.

یک پدیده ی جدید این سال ها «جریمه» است. شما هر کاری می توانید بکنید به شرط آنکه جریمه اش را بدهید. رشوه و زیر میزی لازم نیست، اسمش الان شده است «جریمه». درخت ها را قطع کنید، در خیابان های باریک و تنگ برج بسازید، ساختمان های قدیمی را تبدیل به پاساژ کنید، پاساژها را بدون پارکینگ بسازید، فقط یادتان نرود جریمه اش را بدهید . می شود یک تیر و چند نشان برای شهرداری!نه؟ ما هم البته به کارمان می رسیم، مثلن وارد محدوده طرح ترافیک می شویم، خانه مان را می سازیم، از همه مهمتر پول روی پول می گذاریم و سود می بریم. یک بازی برد_برد واقعی!

ما آنقدر برج خواهیم ساخت تا از آسمان چیزی باقی نماند و بعد سقف آسمان را هم حصار می کشیم و رویش می نویسیم «آسمان آبی، زمین پاک». آبیش می کنیم، به یاد آسمانی که روزی می شناختیم.


پیوندهای مرتبط:

داستان سکوت درختان

حصارهای کارگاهی، آسمان آبی زمین پاک

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۷:۵۲
سورمه

برای 1888 پیام گذاشتم درباره شخصی های میدان ونک که کرایه 2000 تومن رو 5000 تومن می گیرن و حتا تاکسی هم نیستن و تعدادشون هم زیاده. زنگ زدن و گفتن ماشین های شخصی در حیطه وظایف شهرداری نیست و کاری نمی تونن بکنن و هر اتفاقی هم بیفته مسئولیتی ندارن. گفتن یک زمانی قرار بوده وزارت کشور به این موضوع ورود کنه که این هم بعدن منتفی شده.

به نظر می رسه مسائل زیادی هستند که متولی مشخصی ندارند و مواردی  هم وجود دارند که چند سازمان باهم متولی اند و کار در هر دو مورد به خوبی پیش نمی ره. حتا وقتی می خواهید اعتراض کنید، معلوم نیست به کجا باید اعتراض کرد.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۱۳
سورمه

نمی دانم این روزها جریان درختان سعدآباد به گوشتان رسیده یا نه.
درخت هایی در سعد آباد قطع شده، با آگاهی میراث فرهنگی و متولیان موزه، بعد که خبرش می پیچید و پخش می شود دوستان در سعدآباد اعلام می کنند که این درختان جزو درختان ثبتی سعداباد نبوده و خودرو و مزاحم بوده. البته این جواب خودش خیلی اما اگر دارد. انگار که اگر درختی ثبت نبود می شود راحت بریدش، و البته این سوال پیش می آید که درخت خودرو و مزاحم دقیقن چه نوع درختی است. 
از آن طرف شهرداری اعتراض کرده که چرا سعدآباد درخت ها را بدون اجازه ی ما قطع کرده و راستش این قسمت به نظرم از همه ماجرا خنده دار تر است. انگار اگر از شهرداری کسب اجازه می شد چه اتفاق خاصی می افتاد. بزرگترین مشکل از بین رفتن باغ ها و درخت ها در این شهر بی در و پیکر همین شهرداری است که سر هر چیزی پولش را می گیرد و می رود پی کارش. حالا بریدن درخت باشد، برج سازی های عظیم بدون در نظر گرفتن عرض کوچه و بافت محله باشد، نساختن پارکینگ برای پاساژها و مجتمع های شهر باشد یا خرید و فروش طرح ترافیک و احتمالن هزار چیز دیگر. 

امیدوارم حیات هر درختی همینطور پیگیری شود که اینبار پیگیری شد و خاطیان همیشه به سزای اعمالشان برسند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۵
سورمه

یک چیزهایی را باید بیشتر بفهمیم و درباره شان بیشتر بدانیم تا شاید بتوانیم کمکی کنیم یا حساسیت موضوع را بیشتر درک کنیم.
لطفن این ویدئو را ببینید و هرجا می توانید به اشتراک بگذارید.


داستان سکوت درختان


برنامه کامل این کلیپ را می توانید اینجا ببینید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۵۶
سورمه

میدون ونک سوار ون شدم. خطی بود و هنوز پر نشده بود. راننده یه مرد میان سال بود با ته ریش و عینک و سمعک و کمی ژولیده. همه که سوار شدن اومد نشست رو صندلیش و یه سبد کوچیک رو گرفت سمت ما که ردیف اول نشسته بودیم. توش آبنبات بود. بعد هم ازمون خواست دست به دست کنیم که همه مسافرها بردارن. موسیقی ماشین پینک فلوید بود، تا آخر مسیر هم همه آهنگ ها ترانه های قدیمی خارجی بودن. کرایه این مسیر رو خیلی از تاکسی ها دو هزار تومن می گیرن، اون هزار و پونصد گرفت. وسط راه تو ترافیک وقتی دید یه خانمی داره یه مردی رو روی ویلچر هل می ده و کاسه گدایی دست گرفته چندتا سکه انداخت تو کاسه اش. خلاصه این آقای راننده روز من رو ساخت. فقط همش داشتم فکر می کردم کاش یه یادگاری کوچولو تو کیفم داشتم به رسم قدردانی بهش می دادم، مثل نِل که به هر کی تو سفر کمکشون می کرد یه عروسک می داد. 

این کارای کوچیک خیلی بزرگن، خیلی.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۸
سورمه

کتابخانه عمومی نیویورک اسنادی رو در معرض دید همگان قرار داده که بین اون ها طراحی های فوق العاده اوژن فلاندن هم از مکان های مختلف ایران به چشم می خوره و البته عکس های دیگه ای هم درباره ایران وجود داره.

نتیجه جستجو برای ایران: 

http://digitalcollections.nypl.org/search/index…


کاخ گلستان


تخت مرمر در کاخ گلستان


پاسارگاد


برج طغرل ری


خیابان های تهران

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۴ ، ۱۹:۱۴
سورمه

دیشب سری زدم به نمایشگاه مطبوعات.


نمی دانم این دوستان همشهری چه اصراری دارند که هر سال یک غرفه گنده ی بی مزه داشته باشند! یعنی بالاخره آدم می رود نمایشگاه مطبوعات که یا نویسندگان مورد علاقه اش را ببیند یا حداقل نشریات مورد علاقه اش را و در این بین اگر 4 تا شماره هم از دستش در رفته، شاید بتواند آنجا تهیه کند و آرشیوش را کامل کند. ولی همشهری با اینهمه نشریه ای که تولید می کند یک غرفه می زند به نام همشهری! بعد مثل خبرگزاری ها آدم دعوت می کند توی غرفه اش. عزیزم توجیه باش شما ایسنا و ایرنا ومهر نیستی ها!



من مثلن دلم می خواهد غرفه ای وجود داشته باشد به نام سرزمین من، پر از مجله های سرزمین من باشد و یک ساعت همان جا بمانم و مشغول شوم با مجله مورد علاقه ام. اگر 4تا نویسنده سرزمین من هم آن دور و بر باشد که چه بهتر. حالا ما هر سال این موضوع را تذکر می دهیم باز هم فایده ندارد!


جای ماهنامه ی زنان امروز خیلی خالی بود. 

جای دوستان دلواپس که نیامدند اصلن خالی نبود! والا از شما چه پنهان باعث خوشحالی هم بود که نبودند و البته جای بسی تعجب! از بس که تحریم به این دوستان نمی آید. آخر ما عادت کرده ایم این دوستان با هر چیزی که موافق نیستند کرکره اش را بکشند پایین یا بزنند زیر چهارپایه! 



دیدن بعضی غرفه ها حتا اگر دیگر مجله شان را نخوانیم خوشحال کننده است. چلچراغ، خط خطی و دانشمند از آن جمله اند.






فرهنگ مردم امسال هم مثل پارسال نه کارتخوان داشت، نه پلاستیک! ما هم مجبور شدیم کتاب هایمان را بزنیم زیربغلمان. البته دلیلی که آوردند این بود که کسی ازشان خرید نمی کند. اگر فرهنگ مردم را نمی شناسید بروید آشنا شوید.


بخارا هم همسایه اش کارتخوان داشت. رفتم شماره جشن نامه پوری سلطانی را خریدم. چه خوب که بخارا قبل مرگ پوری، شبی را بهش اختصاص داده بود.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۴ ، ۱۱:۰۸
سورمه