سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق» ثبت شده است

بعضی آدم ها  پر از عشق اند و تا توانسته اند این عشق را تکثیر کرده اند. ما اما نمی شناسیمشان شاید چون ساکت اند و زرق و برقی ندارند. یک گوشه دارند کار خودشان را می کنند و به خوب کردن حال دنیا مشغولند. ما بیشتر آنهایی را می شناسیم که مشغول خراب کردن و بد کردن حال ما و دنیا هستند. ما آنهایی را که برایمان امید و زیبایی به ارمغان می آورند نمی بینیم.

این روزها توران میرهادی در بیمارستان بستری است.

برای آشنا شدن بیشتر با او اینجا را بخوانید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۵ ، ۰۷:۱۸
سورمه

دیروز درباره اش که حرف زد چشم هردوتامان از اشک خیس شد. یکی از همکارهاست که سه سال پیش زنش را از دست داده خودش مانده و یک بچه دو ساله. آن موقع ها خیلی تلاش کرد که بچه اش را بیاورد مهد شرکت. شرکت اما قبول نکرد چون مزایای مهد فقط متعلق به زنان شرکت است، تبعیضی برخلاف تبعیض های مرسوم. البته دلیل اصلیشان این بوده است که «ما نزدیک هزار نفر پرسنل مرد داریم و اگر به شما اجازه دهیم صدای آن 999 نفر دیگر در می آید ولی تعداد پرسنل زن فقط30 نفر است».

اینها را قبلا هم درباره اش شنیده بودم که آخر مجبور می شود بچه را بگذارد پیش مادرش. چیزی که نشنیده بودم این بود که پرایدش را نفروخته چون زنش با آن رانندگی می کرده و ماشین عروسیشان بوده و ازش خاطره دارد. اینکه خانه ای که با زنش در آن زندگی می کرده دست نزده. وسایل زنش همانطور که بوده هنوز هم هست ولی در آن خانه زندگی نمی کند. رفته خانه مادرش. هفته یکی دو ساعت تنهایی می رود آنجا می ماند. لابد با زنش حرف می زند یا اشک هایش را می برد آنجا. گفته زنم از آن زن ها بود که نمی شود فراموششان کرد. گفته انقدر هم را دوست داشته اند که زنم همان وقت ها که زنده بود نگران بود که اگر یکیمان بمیرد تکلیف آن دیگری چه می شود.

همکارم این چیزها را برایم تعریف می کرد و ما دو زن بودیم که سر ناهار برای همکارمان و عشقش اشک می ریختیم و فکر می کردیم چرا عاقبت معدود عشق های واقعی  باید این شکلی باشد.

۲ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۹
سورمه

عشق آدم را احمق می کند.

پ.ن: این هم سندش.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۰۵
سورمه

برام کادو خریده ولی نمی گه چی. می گه چون تو دوست داری سورپرایز شی یه کاری می کنم از فضولی بترکی.
می گه:
 اون عطره رو از دیجیکالا برات نخریدم، یعنی از جای دیگه ممکنه برات خریده باشم؟
شاید همون بالش طبی که برات خریدم رو کادوپیچ کرده باشم؟
یا شاید اینکه کاشی های حموم رو درست کردم کادوته؟

شایدم این کالباسایی که خودم درست کردم رو به عنوان کادو بدم بهت؟
شایدم دعوت از دوست جون جونیت میم (کسی که من ازش بدم میاد)  کادوت باشه؟
شایدم یه چیزی که خودت خیلی دوست داری برات خریده باشم؟



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۴۱
سورمه


اون کی فاده تی دیما / رنگ اومید و بیما 
خوانه تی فند و لیما/ کیسه؟ کیسه؟ کیسه؟
اون کسی که به گونه های تو رنگ امید و بیم می ده
راه و روش( فن و لم) تو را می خونه. کیه؟ کیه؟ کیه؟
 
اون کی دهه تی جانا/ مستی بهارانا
لسی خومارانا / کیسه؟ کیسه؟ کیسه؟
اون کسی که مستی بهاران رو
بی حسی خماری رو به جان تو می ده. کیه؟ کیه؟ کیه؟
 
هی هی تو مگو هیس / گل کیسه؟ راز چیسه؟
 گیرم بزنی تام / دانمه، خوانمه
هی هی تو نگو هیس، گل کیه؟ راز چیه؟
حتی اگر مخفی کنی می دونم و می خونم 
 

اون کی فاده تی دیما / رنگ اومید و بیما 

خوانه تی فند و لیما / کیسه؟ کیسه؟ کیسه؟
اون کسی که به گونه تو رنگ امید و بیم می ده
راه و روشتو می خونه، کیه کیه کیه؟
 
اون کی دهه تی جانا / مستی بهارانا
لسی خومارانا / کیسه؟ کیسه؟ کیسه؟
اون کسی که به جان تو مستی بهاران
بی حسی خماری رو میده کیه؟ کیه؟ کیه؟
 
پ.ن: مدام آلبوم موسیقی فیلم «در دنیای تو ساعت چند است» رو گوش می دم و حسرت می خورم که چرا این فیلم رو ندیدم. مدام صدای علی مصفا تو گوشمه که می گه «اگرم حوصله نداشتین که،  خوب من صبر می کنم، صبر می کنم دیگه، نکنم چیکار کنم
 

لینک مرتبط:

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۳۵
سورمه

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست     حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
ای  که   انگشت  نمایی به  کرم در  همه شهر    وه  که   در   کار  غریبان  عجبت  اهمالیست
مژده   دادند   که   بر  ما   گذری  خواهی  کرد      نیت  خیر  مگردان  که  مبارک     فالیست
 
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۳ ، ۰۴:۴۴
سورمه

فقط در فاحشه‌خانه سلطه وجود دارد. من اهل فاحشه‌خانه نیستم و نمی‌توانم به رفتار فیزیکی قناعت کنم یاحتا تن دهم. می‌دانی؟ تن فقط یک وسیله است برای عشقبازی. تن، خرج روح می‌شود.
عباس معروفی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۱ ، ۲۰:۴۳
سورمه

اینکه قبل و بعد از عقد احساس یکسانی داشته باشی یعنی فارغ از استرس و فشاری که به خاطر مراسم یا اختلاف نظرها و مشکلات پیش می آد، نگاهت به پارتنرت و رابطه ات همون طور باشه که بود و حس کنی چیزی تغییر نکرده به نظرم حس خوبیه.
عقد از نظر من خطبه ایه که بودن و نبودنش نباید در احساساتت و واقعیت زندگیت و هویتت تغییری ایجاد کنه. تغییر باید خیلی قبل تر ایجاد شده باشه، وقتی که تو انقدر به کسی نزدیک می شی و انقدر با کسی احساس صمیمیت می کنی که دیگه می دونی اون آدم جزیی از تو و زندگی توئه. می دونی اون آدم همیشه هست و خواهد بود حتی اگه نخوای قبول کنی، حتی اگه فرسنگ ها دور باشه و حتی اگه مسیر زندگیت رو جوری کج کنی که دیگه نبینیش. آدمی که خودش رو توی زندگی تو جا می کنه، نبودنش هم مثل خوره روح تو رو می خوره و هیچوقت فراموش نمی شه و یادش درون تو زنده می مونه.
عقد چیزی نیست به جز قرار دادی که آدم ها ساختن تا عشق دوست داشتن و احساسات رو قانونمند کنن و توی چهارچوب تعریف شده و خط کشی شده جا بدن و وای به اون روزی که عشق و احساسات رو با خط کشی ها بسنجی و توی چهارچوب ها جا بدی. می تونی برای زندگی راحت تر با بعضی از قواعد جامعه کنار بیای اما همیشه باید یادت باشه کجا ایستادی و چرا با این قواعد کنار اومدی. باید مواظب باشی که حل نشی، که همرنگ جماعت نشی که همیشه یادت باشه چیزهایی وجود دارن که خیلی عمیق تر از قوانینی هستن که آدما ساختن.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۰ ، ۰۰:۱۷
سورمه


دریا دریا مهربانی‌ات را می‌خواهم
نه برای دست‌هام
نه برای موهام
نه برای تنم
برای درخت‌ها
تا بهار بیاید.
و تو فکر می‌کنی
زندگی چند بار اتفاق می‌افتد؟

و تو فکر می‌کنی
یک سیب چند بار می‌افتد
تا نیوتن به سیب گاز بزند
و بفهمد
چه شیرین می‌بود
اگر می‌توانستیم
به آسمان سقوط کنیم؟
چند بار؟
راستی
دریای دست‌هات
آبی زمینی است؟

می‌دانی
سیاه هم که باشد
روشنی زندگی من است.
و تو فکر می‌کنی
من چند بار
به دامن تو می‌افتم؟

من فکر می‌کنم
جاذبه‌ی تو از خاک نبوده
از آسمان بوده
از سیب نبوده
از دست‌‌هات بوده
از خنده‌هات
موهات
و نگاه برهنه‌ات
که بر تنم می‌ریخت…

عباس معروفی
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۸۹ ، ۱۵:۰۶
سورمه