سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

۹۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

مدت زیادیه که اینورا نیومدم. بارها شد که اومدم چیزی بنویسم و جلوی خودم روگرفتم. نخواستم بیام از وضع موجود و ناراحتی ها و قیمت دلار ناله کنم. به نظرم غر زدن یا گلایه کردن دردی از ما دوا نمی کنه. فکر کردم بد کردن حال همدیگه فقط ناامیدتر و منفعل ترمون می کنه. راه حل به نظرم اینه که آینده رو از خودمون نگیریم و امید داشته باشیم. هم ما هم ملت های دیگه خیلی وقت ها تو سختی و جنگ و ناراحتی و اتفاقات بد بودن ولی دنیا هیچوقت تموم نشده. گاهی مردم کشورها تونستن مشکلات رو حل کنن و گاهی هم نه. کشورها شکست خوردن یا پیروز شدن، تجزیه شدن و از بین رفتن یا با هم متحد شدن. پس زندگی بعد از بدترین روزها و هولناک ترین اتفاقات ادامه داشته. بعد از حمله مغول یا 28 مرداد 32 باز مردم زندگی کردن. پس باید امید داشت و هر کس هر جا که هست ادامه بده و سعی کنه آدم بهتری باشه و فردا رو در حد خودش بهتر از امروز بسازه. ژاپن بعد از بمب اتم یا اروپا بعد از جنگ جهانی بهتر از قبل شدن و سعی کردن راه های صلح و قانون و پیشرفت رو پیدا کنن. ما هم اگر می خوایم پیش بریم باید تجربه های دیگران رو بخونیم ولی راه حل های خودمون رو پیدا کنیم. حقیقتا فکر می کنم یکی از بهترین کارهایی که این روزها باید انجام بدیم تاریخ خوندنه، تاریخ ایران و جهان. تاریخ پیشرفت یا از بین رفتن کشورها، تجزیه شدن یوگسلاوی یا اتفاقات جنگ های جهانی. فکر می کنم مهمه که مغزهای قوی داشته باشیم تا بتونیم خودمون، خانواده هامون، دوستامون و کشورمون رو نجات بدیم و تغذیه مغز کتاب خوبه.

چندتا کتاب هم معرفی می کنم:
استبداد (بیست درس قرن بیستم) از تیموتی اسنایدر
کتاب جمع و جور و کوچیکیه ولی بسیار مهمه

گیرنده شناخته نشد
یک داستان کوچیک و جمع و جور از نشر ماهی که برای دونستن اینکه چی میشه که شستشوی مغزی داده میشیم و بینمون تفرقه می افته و بعد جنگ ها راه می افتن دید خوبی بهمون می ده

بالکان اکسپرس
یک کتاب خوشخوان و نسبتا کم حجم درباره تجزیه یوگسلاوی. مهمه از این نظر که تفرقه اندازی های قومی همیشه در کشور ما بوده و بهتره بیشتر درباره اش بدونیم. گرچه ما و یوگسلاوی قابل مقایسه نیستیم ولی در مثل مناقشه نیست.

اما کسانی که کتاب های قطور می خونن
صلحی که همه صلح ها را بر باد داد و دکترین شوک به نظرم کتاب های خیلی خوبی هستن. 
البته که این روزها خدا رو شکر کتاب های خیلی خوبی در بازار کتاب هست و باید بیشتر وقت گذاشت و استفاده کرد.

پ.ن: دلم برای اینجا تنگ شده بود.


۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۷ ، ۱۷:۴۵
سورمه



فقط تا فردا ساعت 19 فرصت دارید این فیلم را ببینید. توصیه می کنم حتما این کار را بکنید و یکی از مفاخر این مملکت را بیشتر بشناسید. عواید فروش این فیلم به فرهنگنامه کودکان و نوجوانان تعلق می گیرد که آن هم یکی از کارهای کارستان این سرزمین است. فیلم را می توانید از طریق موبایل، تبلت یا کامپیوتر شخصی تان از سایت هاشور ببینید و مظمئنم لذت خواهید برد.

پیوندهای مرتبط:
پروژه کارستان
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۴۷
سورمه



1. برد تیم ملی فوتبال ایران مبارک. دیدن باهم بودنمان و شادیمان در کنار هم، باید یادمان بیاورد که آخرش ما همه مان ایران را دوست داریم و پیروزی ایران حال همه مان را خوب می کند.
2. بیلبورد اوج هم تغییر کرد و نشانی از این بود که اعتراض نتیجه می دهد، حالا برای بعضی چیزها با همین سرعت و برای بعضی چیزها دیرتر و سخت تر. سعی کنیم حساس باشیم و سکوت نکنیم. 

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۲
سورمه

فرودگاه امام هستیم با دو دوست خارجی و یک دوست ایرانی، ماهم آمده ایم بدرقه شان.دوست ایرانی تا حالا فکر می کرده عوارض خروج از کشور 75 هزار تومن است و تازه می فهمد 220 هزار تومن باید بدهد. کارت عابر بانک همراهش نیست و یکی از ما با کارتمان از عابر بانک پول می کشیم. 
یکی از دوستان خارجی برایش سوال می شود ماجرا چیست. برایش عوارض خروج از کشور را توضیح می دهم و می گویم گران شده. با تعجب می گوید چه احمقانه! ما خارجی ها عوارض بدهیم منطقی تر است. 

بعد کمی فکر می کند و می گوید لابد کشورتان خیلی دوستتان دارد و نمی خواهد از کشور بروید بیرون. می گویم آره، کشورمان عاشق ماست. می گوید پس باید لاو تکس* بدهید دیگر. می خندیم.


*مالیات عشق

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۴۷
سورمه

در راستای شعار امسال و این پست دکتر میم دلم خواست یک سایت بهتان معرفی کنم و گروهی خلاق که به نظرم تا اینجا خوب کار کرده اند و امیدوارم هر روز بیشتر از قبل موفق شوند. 

می خواهم کشمون را معرفی کنم که به وسیله چندتا جوان خوش فکر و دلسوز راه اندازی شده، جوان هایی که غیر از اینکه به فکر شهر و دیارشان هستند به فکر کشاورزها و مردم و محیط زیست هم بوده اند. نوه های یک کشاورز که شاید بهتر از هر کس درد کشاورزها را بفهمند اما به روز بودن و دلسوزیشان باعث شده از وضعیت کمبود آب، چاه های غیر مجاز و محصولات بی کیفت هم شاکی باشند و بخواهند کاری برای همه اینها انجام دهند، به قول خودشان «ما از وضع زندگی خودمون ناراضی بودیم و می خواستیم زندگی مون رو بهتر کنیم. اما می خواستیم که دنیا هم جای بهتری باشه و اینطوری بود که کشمون شکل گرفت».

پدر بزرگ کشمونی ها


می توانید اینجا درباره شکل گرفتن کشمون بخوانید و مطمئنم بهشان افتخار خواهید کرد که البته کافی نیست. بهتر  است از این کالای ایرانی حمایت کنید، با خرید و معرفی کردنش به دیگران.

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۱۸
سورمه

سال نو مبارک وبلاگستانی ها. امیدوارم سال 97 خبرهای خوبش بیش از خبرهای بدش باشه و حال ایرانمون بهتر بشه. 
شعار امسال رو گذاشتم سال مهربونی بیشتر و تلاش بیشتر. تا ببینیم چی سر راهمون میاد. ضمن اینکه امیدوارم امسال بیشتر بنویسم.

۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۴۵
سورمه

اینجا اهواز است



این یکی کوهدشت لرستان


به نظر می رسد قرار است صبر کنیم همه مملکت این شکلی بشود و بعد همه با هم بمیریم و از ما بهتران هم تشریف ببرند بلاد کفر.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۰۳:۰۳
سورمه



این یعنی تیشه به ریشه امید مردم زدن. خیلی سخته ببینی همون معدود آدم هایی که دارن کار می کنن و تلاش می کنن و می خوان برای ایران کاری انجام بدن راهی زندان می شن.  ناراحت کننده است که حتی کار کردن تو حوزه محیط زیست هم سیاسی بشه اونم در حالیکه الان بیشتر از هر وقت دیگه ای در این سال ها نیاز به مشارکت مردم احساس می شه اما حالا با دیدن همچین اتفاقی از هر وقت دیگه ای ناامیدتر و سرخورده تریم و مردم هم بیشتر خودشون رو عقب خواهند کشید. 
ناامیدکننده تر از اون اینه که همه اینها زمانی داره اتفاق می افته که فساد در دستگاه های مختلف بیداد می کنه و این انقدر عادی شده که مدام می شنویم «وقتی همه می دزدن چرا من ندزدم» و همه جا پر شده از رشوه بگیر و دزد اما دقیقا دست گذاشته می شه روی دلسوزترین ها و به جای اینکه قدر همچین آدم هایی رو دونسته بشه زندانی می شن. 
چند نفر مثل کاوه مدنی داریم که از اون سر دنیا برگزده ایران برای کمک به مملکتش؟ کاش یه کاری بکنن که بمونه و امیدوار باشه به تغییر تا شاید دیگران هم ببینن و ترغیب شن به برگشت. گرچه با مرگ کاووس سیدامامی کارها خیلی سخت شدن و غصه ها زیاد.
به قول ملک الشعرای بهار: همیشه در پی آزار اهل مملکت‌اند، گمان برندکه این است مملکت‌رانی

*از ترانه محلی صبر گلاره سیما بینا


لینک های مرتبط:
درخواست مشترکت چهار انجمن علمی از رییس جمهور در پی درگذشت کاووس سیدامامی
روایت نماینده تهران از مرگ یک فعال محیط زیست
قوه قضاییه درباره دستگیری فعالان محیط زیست و مرگ دکتر سیدامامی در زندان پاسخگو باشد
توییت کاوه مدنی، معاون سازمان محیط زیست، درباره بازداشت برخی فعالین محیط زیست

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۴۴
سورمه

فرق تهران و شهرستان اینه که برای آلودگی هوا تو تهران سلبریتی ها خودشون رو کشتن ولی اهواز چند روزه که خاک شدیده و خیلی از تهران در زمان آلودگیش آلوده تره ولی نه خبری تو فضای مجازی هست و نه فضای واقعی. بدتر از اون مجلس هم با دهن کجی تمام عدم تضویب بودجه برا ریزگردها رو می ذاره دقیقا همین حالا. بعد یادم میاد تو آلودگی های تهران بعضی از دوستانی که گویا جد اندر جدشون تهرانی بوده اعتراض داشتن که این شهرستانیا چی از جون تهران می خوان که اومدن اینجا و باعث آلودگی هوا شدن!
فکر می کنم باید یه مدت دوستان دولت و مجلس به صورت اجباری کوچ داده بشن به خوزستان و همون جا زندگی و کار کنن ببینیم نتیجه ای داره یا نه. گرچه احتمالا نتیجه اش اینه که کلا همه روزهای هفته رو برای همه موجودات شُش دار تعطیل اعلام کنن یا دعا کنن باد نیاد این بار! دیگه توانایی دوستان در همین حده ظاهرا.


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۵۸
سورمه

یک سری شروع کردند که پشیمانیم از اینکه به فلانی رای دادیم ، یک سری دیگر هم شروع کردند که افتخار می کنیم رای دادیم به فلانی و آنها که به رییس جمهور 84 و 88 رای دادند بروند پشیمان باشند. بعد نمی دانم با ابراز پشیمانی یا بدتر از آن ابراز افتخار چه چیزی ممکن است حل شود یا آینده چطور ممکن است تغییر کند. تقصیری هم نداریم شاید هنوز نمی دانیم مطالبه مدنی چیست، شاید چون دوست نداشتند یاد بگیریم و یادمان ندادند. 
از طرف دیگر کنار تلویزیون های داخلی و خارجی که کاری غیر از پخش اخبار بد و ناامید کننده ندارند و دولتی که معلوم نیست غیر از ناامید کردن ملت قرار است چه کار دیگری انجام دهد خودمان هم افتاده ایم به جان خودمان، به جان ته مانده امیدی که در هر کسی مانده و نمی ترسیم از روزی که امیدها ناامید شوند. هر فعالیت کوچک درستی هم که می بینیم به جای تشویقش می گوییم چه فایده دارد؟ مگر می شود تغییری ایجاد کرد؟ هر آدم درست و درمانی هم که می بینیم می گوییم اینهم بعدها معلوم می شود چه کاره بوده و چقدر دزدی کرده و خورده و برده. 
من می فهمم برباد رفتن اعتماد را چون خودم هم همین جا زندگی می کنم، ولی نکنیم اینکار را با خودمان با روح و روانمان و روح و روان آنها که دوستشان داریم. بگذاریم یک کورسوی امیدی باقی بماند. بگذاریم کسی اگر خوبی می کند تشویق شود به خوبی بیشتر. کسی اگر صادق است دلش خوش باشد به صداقتش. کسی اگر به فکر مردم است یا مملکت یا محیط زیست ازش تشکر کنیم که حالش خوب شود. انقدر حال همدیگر را نگیریم. انقدر به بچه هامان درباره مملکتمان بد نگوییم. انقدر به ایران نگوییم «این خراب شده». به خدا اینجا خراب شده هم اگر باشد، ما هر جا دیگر هم برویم زندگی کنیم دلمان برایش خواهد سوخت و دوستش خواهیم داشت. اگر می خواهیم برویم هم هیچ اشکالی ندارد ولی امید را از هم و از خودمان دریغ نکنیم. اگر زمین و زمان حال ما را گرفته اند خودمان که می توانیم حال خوش به هم بدهیم. می توانیم خوبی ها را برای هم تعریف کنیم. انقدر متخصص نباشیم برای پخش کردن اخبار بد. بگردیم اخبار خوب را هم پیدا کنیم و پخش کنیم. به خدا اتفاق خوب هنوز توی این مملکت می افتد. 
و به جای پشیمانی یا افتخار، مطالبه گری کنیم و خواسته هامان را مدام تکرار کنیم یا حتی برای محقق شدنش کاری کنیم. عضو تشکل های مردم نهاد شویم یا به تشکل هایی که می شناسیم کمک کنیم یا خودمان تشکلی در راستای دغدغه هایمان ایجاد کنیم.


تو نگو همه به جنگند و زصلح من چه آید
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافراوز


می بینید؟ زمانه مولانا هم گویا با امروز خیلی فرقی نداشته است، پس چراغتان را برافروزید لطفن.

۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۳:۳۸
سورمه