سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

۹۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زن» ثبت شده است

از هشتگ #کلیشه_برعکس حظ وافری می برم. درود بر کسی که این هشتگ رو خلق کرد و درود بر کسانی که ازش استفاده می کنند. به نظرم خیلی از تبعیض هایی که شاید هر چه در موردشون حرف می زدیم و می نوشتیم انگار نمی تونستیم حق مطلب رو ادا کنیم یا دیگران رو متوجه منظورمون کنیم با این هشتگ خیلی بهتر فهمیده می شن، نه فقط برای مردها که حتی برای خود زن ها.

۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۵۳
سورمه

برخی آداب و رسوم ما در گذشته کاملا نقض کننده حریم خصوصی زنان بوده اند، مانند مجالس شب زفاف. اما امروز هم همچنان حریم خصوصی زنان و حق آنها نسبت به بدنشان مرتبن نقض می شود. یکی از نقض کنندگان این حریم متخصصان زنان و زایمان هستند.
برخی از خانواده ها برای اینکه سندی برای اثبات باکرگی دخترشان داشته باشند قبل از ازدواج برگه ای مبنی بر باکره بودن دخترشان از پزشک می گیرند. غیر از اینکه خود اینکار و مرسوم بودنش چقدر درست است، دوستی که چنین کاری را انجام داده بود برایم تعریف کرد که وقتی وارد اتاق دکتر شد مردد می شود و تصمیم به ترک اتاق می گیرد اما دکتر در اتاق را قفل می کند و مجبورش می کند به معاینه.
به نظر می رسد به دلایلی برخی پزشکان زنان و زایمان که تعدادشان هم کم نیست به زنان و به خصوص دختران مجردی که به آنها مراجعه می کنند به چشم مجرم نگاه می کنند.
دوست دیگری در زمان مجردیش دچار عفونت زنانه شده بود. وقتی از دکتر درباره علت بیماری و چگونگی سرایت پرسیده بود. جواب شنیده بود که : می خوای ببینی از کدومشون گرفتی؟
دوست دیگری اینبار اما متاهل وقتی به مطب دکتر می رود تا چکاپ ساده انجام دهد از پزشک آنچنان برای بچه دار شدن مورد سوال و جواب و فشار قرار گرفت که دست آخر مطب را باچشم گریان ترک کرد.
به نظر می رسد جامعه مردسالاری که از گذشته تا امروز بدن زن را به تصاحب درآورده و خود را مالک آن دانسته امروز نمایندگان برازنده ای به نام متخصص زنان برای خودش پیدا کرده که با همان تحقیری با زن و بدنش رفتار می کنند که در تاریخ رفتار شده است. 
البته مثال هایی که آوردم نسبت به آنچه اینجا خواهید خواند جدی به نظر نمی رسد.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۲
سورمه

نمی دانم چطور می شود که زن هم موجودی لطیف و ظریف و با محبت و بااحساس باشد و هم در تاریخ گویی از خیانت و زن گرفتن و صیغه کردن مردش ککش نگزد. در صفحات تاریخ فقط نوشته فلان شاه یا فلان رجل زن گرفت ولی با زنان دیگر هم شیطنت هایی داشت یا زن اولش فلانی بود و زن دومش بهمانی. به همین بی احساسی، به همین سردی، به همین بی خیالی.
 از ازل تا به حال، در طول تاریخ زنان از این همه کوری تاریخ نسبت به عشق زجر کشیده اند، تاریخ را  اما مردان نوشته اند و همین است که پر است از جنگ و کشورگشایی. تاریخ را اگر زنان می نوشتند  غم نامه ی بود از خیانت ها و از دست دادن ها و تنها ماندن ها. جمله هایی با این مضمون که فلانی رفت و جوانی و زیبایی و عمر و امیدم را هم با خودش برد. فلانی جسمش هست ولی خودش نیست، فلانی مهربانیش را برده برای دیگران ولی من مادر بچه هایش هستم و مگر چه می توانم بکنم. و مگر زن ها در تاریخ چه می توانستند بکنند غیر از اینکه سایه شوهر را بالای سر خود نگه دارند لابد، و برای بچه هایشان لالایی های پرسوز و گداز بخوانند که حالا لالایی هایشان بشود تاریخ زنانه، بشود مهر تایید غم هایشان.


۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۰
سورمه

با آگاهی جنسی مشکل دارن اما با ازدواج زیر سن قانونی مشکل ندارن. 
از نظر قانونی و شرعی دختر رو در سن 9 سالگی بالغ می دونن و براش جشن تکلیف می گیرن و جزای کیفری براش در نظر می گیرن و با اجازه قاضی می ذارن ازدواج کنه ولی نباید درباره بدن خودش هیچ اطلاعاتی داشته باشه.

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۲۱
سورمه

قرار است برویم به یک جشن نامزدی. پسرها زودتر رفته اند و دخترها دارند آماده می شوند هنوز که بعد بروند. یکی از پسرها زنگ می زند به یکی از دخترها و می گوید فضای جشن سنگین است و ممکن است با لباس هایی که دخترها می خواهند بپوشند همخوانی نداشته باشد و شاید معذب شوند با آن لباس ها بیایند. بعد موبایل یکی دیگر از دخترها زنگ می زند و پسر آنور خط به شوخی و جدی می گوید بپوشید و بیاید! 
دخترها بهشان حسابی برخورده و ناراحتند. بعد یکی از دخترها خطاب به بقیه می گوید: من موندم اگه حالا مهمونا لباساشون کمتر از ما بود  اینا زنگ می زدن بگن بِکَنید که حالا می گن بپوشین!

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۰۰
سورمه

امروز خبری خواندم با این مضمون که اولین روس.پی خانه دنیا با پرسنل عروسک در بارسلون شروع به کار کرده است. این عروسک ها از جنس سیلیکون هستند و طوری طراحی شده اند که حس لمس یک انسان را به مشتری بدهند. برای شروع چهار عروسک با نژادهای آفریقایی، آسیایی، اروپایی و عروسکی با شمایل کارتون های ژاپنی ساخته شده اند. در زمان ارتباط با این عروسک ها در اتاق موسیقی شهوانی  پخش می شود و تلویزیون های بزرگ فیلم پورن پخش می کنند. 
تیتر یکی از سایت هایی که این خبر را منعکس کرده این است «ارزضای فانتزی ها بدون هیچ محدودیتی». بهشتی برای بعضی آدم ها از جمله آنانی که دوست داشتند خیلی از حرکات فیلم های پورن را امتحان کنند و نمی توانستند یا پارتنرهایشان از اندام ستاره های پورن بی بهره بودند. همه این چهار عروسک سینه های بزرگی دارند، هر طور که از آنها خواسته شود لباس می پوشند،  و برای هر گونه خدمتی آماده هستند. همین طور احساساتی مثل مهربانی، شهوت، خجالت و روشنفکری دارند، احتمالا از هرکدام به میزانی که دل را نزند.
در یکی از خبرها اشاره شده که استفاده از عروسک برای سکس در چین و ژاپن با اقبال خوبی مواجه شده است به خصوص برای آن دسته از مردانی که در نقاط دوری نسبت به خانه خود کار می کنند و در عین حال می خواهند به همسرانشان وفادار بمانند. آیا به واقع چون این «تن» های جدید «عروسک» هستند و نه «آدم» پس ارتباط با آنها خیانت محسوب نمی شود؟ و این روابط تا چه حد می توانند بر زندگی با آدم های واقعی تاثیر گذار باشند؟ این تحقق آرزوها و خیال های جنسی و داشتن عروسک هایی که هر طور که ما می خواهیم لباس می پوشند و رفتار می کنند و فقط در جهت خدمت به ما به وجود آمده اند روان های ما را به چه سمت و سویی خواهند برد؟ یا برعکس، روان های ما به چه وضعیتی دچار شده اند که برای ارتباط محتاج عروسک اند؟
مدیرعامل Realdoll شرکت تولید کنند این عروسک ها، مت مک مولن است که در گفتگو با مجله فوربز گفته آنها از سال 1996 بیش از 5000 عروسک غیررباتیک سکس، به قیمت پنج تا ده هزار دلار فروخته اند. مک مولن می گوید عروسک های جدیدتر غیر از مو و صورت و اندام دلخواه می توانند با شما حرف بزنند، احساس لذت را نشان دهند و نوعی از عشق را به شما ارائه دهند. «نوعی از عشق» عبارت تامل برانگیزی است. عشقی از طرف عروسکی که سعی می کنیم باور کنیم عروسک نیست. عشق از سمت موجود بی جانی که می خواهیم به خود بقبولانیم زنده است. 
به عقب که نگاه می کنیم اینطور به نظر می رسد که انگار حداقل قسمتی از مردان در سرتاسر تاریخ به دنبال نوعی از این سرسپردگی عاطفی و جنسی بوده اند. به دنبال موجودی که هرگز دست رد به سینه شان نزند، بی عیب و نقص باشد، همیشه ستایششان کند و همیشه از رابطه با آنها غرق لذت شود. بین این عروسک های سیلیکونی همه کاره و حوری های بهشتی وعده داده شده چقدر تفاوت هست؟  یا شاید این عروسک ها دوای درد تنهایی مردانی ست که در ارتباط با زن های واقعی دچار مشکل اند، مثل پیگمالیون در اسطوره های یونان یا مهرداد داستان عروسک پشت پرده صادق هدایت، محبتشان را به مجسمه ای ابراز می کنند که برایشان زنده است، آنقدر زنده که باید برای کشتنش تپانچه بخرند.


لینک های مرتبط:
در نیویورک تایمز
در فوربز

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۰۱
سورمه

این کلمه خاله خانباجی نمی دانم از کجا آمده یا این توهم  که خاله زنک بازی فقط مختص زن هاست. ممکن است دلیل اصلیش این باشد که قلم عموما در دست مردان بوده و البته تا مدت های مدید زنان را به فضای مردانه راهی نبوده تا از نزدیک ببینند بین مردان هم خاله خانباجی به وفور یافت می شود و هم خاله زنک فراوان است. اما خوب فرهنگنامه ها و شعرها و کتاب ها را هم بیشتر مردان نوشته اند و گویا خیلی اهل سوزن زدن به خود هم نبوده اند و همه صفات آزارنده را نسبت داده اند به زنان. به هر حال  امروز که می دانیم مردان پا به پای زنان یا حتی بهتر و قوی تر از آنان در عرصه های خاله خانباجی گری و خاله زنک بازی ظاهر می شوند می توانیم کلمات جدیدی برای خطاب این دوستان ایجاد کنیم تا از اختلاط بی مورد هم جلوگیری کرده باشیم.
 بعد از استفاده از واژه عمومردک به جای خاله زنک  بهتر است معادل مردانه ای هم برای خاله خانباجی اختراع کنیم.
خاله خانباجی از واژه خاله+خان+باجی تشکیل شده. به جای خاله می توانیم از دایی استفاده کنیم. خان هم مخفف خانم است که به جایش می شود آقا گذاشت و باجی هم در ترکی به معنای خواهر است که معادل مردانه اش می شود گارداش یا همان برادر. در نتیجه به واژه دایی-آقا-گارداش می رسیم. یکجور خوش آهنگی هم هست. 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۰۲:۰۸
سورمه

ای زنان خارج از ایران از این به بعد ورزشکارای ایرانی رو دیدین چادر سرتون کنید که ورزشکارای ما مشکلی نداشته باشن! اصن عکس نگیرید! چه کاریه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۰:۳۱
سورمه

حرف جدیدی نیست. حرف ها همان حرف هایی است که همیشه درباره زن ها و خشونت گفته ام و خواهم گفت. 
خوب است که روزی را به خشونت علیه زنان اختصاص داده اند تا اهمیت و همه گیر بودنش را نشان دهد اما همه روزها می تواند 25 نوامبر باشد به خصوص در کشوری که بعضی هنوز این حرف ها را فانتزی و شیک می دانند،خیلی از زن هایش آگاه نیستند که رفتاری که هر روز با آنها می شود خشونت است یا مردمانش به درستی معنای خشونت را نمی دانند و همه اینها از حجم بالای خشونت در شبکه های مجازی، جک های روزمره، ادبیات هر روزه و کلیپ هایی که برای هم به اشتراک می گذارند مشخص است. 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۸
سورمه

امروز همکاری آمده بود پیشم و درباره زن و شوهری حرف می زد که بعد از 8 سال زندگی از هم جدا شده اند و می خواست من بگویم چرا! جالب بود که با هیچکدام از دو طرف هم هنوز صحبت نکرده بود و فقط حرف های فامیل یکی از طرفین را شنیده بود. گویا بین فامیل اینطور پخش شده بود که مرد یکباره نسبت به زن سرد شده و زن هم برای همین درخواست طلاق کرده و بعد به خوبی و خوشی از هم جدا شده اند. من هم سر صبحی باید حدس می زدم که چرا مرد اینطور ناگهانی سرد شده است. البته این اعتقاد مردمان ما به پدیده های ناگهانی هم خودش مساله جالبی است برای نوشتن. همکار حدسش این بود که حتمن خطایی از زن سر زده که مرد را سرد کرده. بعد هم گفت «به نظرتون از وقتی زن ها شاغل شدن طلاق بیشتر نشده؟» از حرف های قبلیش می دانستم این جمله یعنی چه. قبلا یک بار سر میز ناهار گفته بود «ما اگه کار کردیم مجبور بودیم وگرنه زن بهتره راحت بشینه خونه.»

 واقعیت این است که همه آدم هایی که می خواهند جدا شوند به بعد از طلاق فکر می کنند. طلاق برای هر دو طرف هزینه های روحی و مادی و اجتماعی دارد اما برای زنان به دلایل مختلف پر تبعات تر است. زنان در کشور ما از نظر اقتصادی وابسته تر و ضعیف ترند. آمار رسمی می گوید تنها 14 درصد زنان شاغلند و این مشاغل هم اغلب کم درآمد تر از مشاغل مردان است. از نظر اجتماعی نگاه به زن مطلقه منفی تر از مرد مطلقه است. از نظر روحی و روانی نیز به دلیل اتکا و تاکید زیادی که در تمام سال های کودکی نوجوانی و جوانی بر ازدواج دختران می شود و خوشبختی و ارزش زنان را در ازدواج آنها جستجو می کند طلاق می تواند ضربه سخت تری به زنان بزند. حالا با همه این تفاسیر و با تمام موانع قانونی و کش و قوس هایی که نظام قضایی ایران در راه طلاق زنان ایجاد می کند چرا زنان جدا می شوند؟ از نظر من دلیلش نمی تواند فقط یک چیز باشد و آنها که فکر می کنند با تنگ تر کردن عرصه بر زنان، کم کردن فرصت های شغلی و معیشتی و از بین بردن آزادی انتخاب زن ها می توانند آنها را به قرون گذشته  برگردانند راه اشتباهی در پیش گرفته اند.

اما به همکارم اینها را نگفتم. به او گفتم به نظرم اگر اشتغال زن ها باعث می شود کمتر در زندگی هایی که راضیشان نمی کند بمانند، چه بهتر که بیشتر شاغل شوند. گفتم شاید  به جای گرفتن حق کار و تصمیم گیری و آزادی زن ها برای اینکه مجبورشان کنیم به ماندن در وضعیتی که دوست ندارند،بهتر باشد جامعه تلاش کند حق زنان را به رسمیت بشناسد و به اندازه تلاششان بهشان بها بدهد. گفتم قرار نیست ما مثل مادربزرگ هامان هر وضعیتی را در خانه های در بسته و در سکوت تحمل کنیم تا بمیریم. امروز راه های دیگری هم هست برای زندگی و ما حق انتخاب بیشتری داریم و از حق انتخابمان استفاده می کنیم. آنها که می خواهند جلوی زن ها را بگیرند بهتر است خودشان را کمی تغییر بدهند و به حال و هوای قرن بیست و یک نزدیک تر شوند. زن ها امروز دیگر تضمینی نمی دهند که اگر با آنها خوب نبودید با شما خوب باشند.


در فیلم خانه ای روی آب دیالوگی هست بین رضا کیانیان و عزت الله انتظامی در نقش پسر و پدر. انتظامی می گوید: مادرت زن نجیبی بود. کیانیان جواب می دهد: نجابت وقتی معنا پیدا می کنه که راه دومی هم وجود داشته باشه. و من فکر می کنم امروز آدم ها به رنگ های واقعی خودشان نزدیکترند و این خوب است نه بد. هرج و مرجی اگر هست به دلیل آزادی آدم ها نیست، به دلیل سرکوب آزادی آدم هاست که آنها را بیمار و خسته و افسرده و خشمگین می کند و می رساندشان به تصمیم های عجیب و غریب و جنون آسا.

کاش آنها که باید، بالاخره این را بفهمند.

۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۱۰:۳۰
سورمه