سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

عمو مردک

سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۵۷ ق.ظ

جایی که دوسال است در آن کار می کنم مردانه ترین محیطی است که تا به حال درش کار کرده ام و به نتیجه ی ادبیاتی_اجتماعی ویژه ای رسیده ام. 
می خواهم پیشنهاد کنم به جای واژه ی خاله زنک از این به بعد از واژه عمو مردک استفاده شود. واقعن درست تر و دقیق تر است و البته جدی تر. در این مدت فهمیده ام که اگر زن ها راجع به موضوعات پیش پا افتاده غیبت می کنند یا حتا دروغ می سازند اما مردان بسیار جدی تر، هدف مندتر و بی رحمانه تر این کار را انجام می دهند، چنان که از بیخ و بن تخریب شوید. اینکه چرا این اتفاق می افتد واقعن به پژوهش نیاز دارد اما حدس من این است که مردها زن هراسی شدیدی دارند. اینکه این زن هراسی فقط در ایران است یا در جاهای دیگر  هم یافت می شود، باز هم نیاز به پژوهش دارد و اینکه واقعن در جامعه ای که مردها به دلیل مرد بودن از رانت ویژه ای برخوردارند چرا اینهمه از زنان می ترسند و با کوچکترین موفقیتی از جانب یک زن مستقیم و غیر مستقیم به او می تازند باید مورد بررسی قرار بگیرد.
جالب است که بعد از صحبت درباره این تجربه با یکی دو تا از دوستانی که آنها هم در محیط های مردانه کار می کنند با تجربه های مشابهی روبرو شدم که این سوال را پررنگ تر می کند که با اینهمه فراوانی حسادت و رفتارهای مخرب بین مردان، چطور است که هنوز ما برای این خصلت ها از صفات زنانه استفاده می کنیم و تا حد زیادی هم به زنانه بودنشان باور داریم. 
البته بهترین واژه همیشه واژه ایست که بار جنسیتی نداشته باشد چون واقعیت این است که صفت های شخصیتی در هر جنسی می توانند یافت شوند. اما واقعن چه شد که واژه خاله زنک به وجود آمد در حالی که این صفت به طرز غریبی در مردان یافت می شود و بسیار هم قوی و آسیب رسان است.

نظرات  (۳)

بر اساس مشاهداتی از این دست (همکارای من, همکارای شما, همکارای دوستم) فقط میشه حدس زد و نظریه ساخت. تحلیل واقعی نیاز به داده های بیشتری داره. اما در همین سطح هم میشه حدس زد که شاید چیزهایی بیشتر از زن هراسی دست داشته باشند در ان جریان. مثلا من حدس میزنم تاثیر فرهنگ سازمانی خیلی مهمتر از منش شخصی افراده. سازمانی که رقابت خشن رو تشویق میکنه یا دست کم شرایطش رو فراهم میکنه نه تنها باعث میشه آدمهای اهل خشونت و حسادت و رفتارهای مخرب شدیدتر و بدتر عمل کنن, بلکه آدمهای خنثی رو هم تا حد زیادی بهشون جهت میده و ضمنا آدمهای اهل مفاهمه رو در اقلیت و تنگنا میذاره. و برعکسش هم صادقه (یه فرهنگ سازمانی دوستانه با آدمهای اهل همکاری و مفاهمه و آدمهای خنثی و آدمهای پرخاشگر)

به هر حال قصدم این نبود که بگم زن ستیزی وجود نداره. فقط فکر میکنم اینکه همه مشکلات جامعه رو از فقط طریق تبیینهای فمنیستی توضیح بدیم ما رو از واقعیت دور میکنه. جریان فیل در تاریکی. به نظرم بهترین حالت اینه که همه تبیینها رو کنار هم ببینیم. 
پاسخ:
اینکه در نبود امنیت شغلی با قراردادهای کوتاه مدت و رفتارهای نامناسب با نیروی کار، رفتارهای مخرب بیشتر می شه کاملن درسته ولی اینکه در این تخریب ها، تخریب  علیه زن ها بیشتره هم درسته.
درباره تبیین فمینیستی هم، یک نوع تبیینه که ما در این روزگار به این نوع نگاه هم نیاز داریم، در بین تبیین های بیشماری که وجود داره.
البته قطعن بهترین روش اینه که بریم دنبال پژوهش و علمی بحث کنیم (به طور کلی ما در این مورد می لنگیم) ولی من اینجا نظرات شخصیم رو بیان می کنم.
حسادت، بدجنسی، غیبت و چیزهایی مثل این، نتیجه‌ی یک باطن حقیر و یک فکر کوتاه است و هیچ ربطی به جنسیت ندارد.

تجربه من از کار در یک کارخانه بیرون شهر دقیقن همینه. رقابت و حسادت شدید و بین مردها و حاشیه سازی های فراوان و جالب این بود که مدیر کارخانه برای تحقیر یکی از این همکاران مذکر بهش گفته بود تو مشکل زنانگی داری (یعنی رفتارهات زنانه است). 
غیر از این، کافیه نگاهی به داستان حضور اولین زن ها در عرصه‌های مختلف هنر/علم/ورزش و غیره بندازیم تا از کارشکنی‌های عجیب و غریب مردان برای این زنان حیران بمانیم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">