سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

از مهربانی

سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۲۳ ب.ظ

در آفتاب وسط ظهر وایساده بودم منتظر تاکسی. روزهای تعطیل هم که تاکسی کم است. خانمی زد روی ترمز و گفت تا جایی مرا می رساند. اول گفتم نه و این حرف ها بعد دیدم جدی اصرار می کند سوار شدم. 
گفت: یه جا پیاده تون می کنم که انقدر آفتاب نباشه. 
گفتم: فکر کردم نسل آدمایی مثل شما منقرض شده تو این دوره زمونه. 
گفت: اگه بخواید این روزا طبق زمونه پیش برید هیچکار نباید برای هیچکس بکنید. 
و من رو برد تا اونجایی که می خواستم برم و من مدام در حال تشکر بودم... نه فقط برای رسوندن، به خاطر اینکه روزم رو ساخت.

نظرات  (۱)

۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۴۶ منتظر اتفاقات خوب
هنوز هم هستند از این آدم های خوب.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی