سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

مردم را از جنگ نترسانید

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۴۹ ق.ظ


ما فراموشکار و خوش خیالیم. لازم است چیزهایی را برای خودمان دوره کنیم و البته چیزهایی هم هست که بهمان نگفته اند. به هر حال به خصوص ما پایتخت نشین ها از جنگ دور بوده ایم. به نشان افتخار بمب هایی هم برایمان ریخته شده است اما آوارگی و مهاجرت و در به دری جنگ را نچشیده ایم و ترسی که شهرهای جنوب غرب و غرب کشور تجربه کرده اند نفهمیده ایم و بعدها هم نخواستیم یا نخواستند که بفهمیم. چیزی هم اگر نشان کسی داده اند مردان جبهه بوده است و خط های مقدم جنگ و نه زندگی آدم های معمولی مثل خودمان که زیر آوار له و لورده شده اند یا زیر خمپاره زن یا شوهرشان را از دست دادند یا در به در و آواره شهرها شده اند. ما کمتر درباره اردوگاه های جنگ زدگان خودمان شنیده ایم بیشتر شاید اردوگاه های آوارگان سوری را دیده باشیم و شاید فکر کرده ایم که جنگ متعلق به همسایه است. لابد سوری ها هم روزی اینطور فکر می کرده اند. به هر حال گویی کسانی در این سرزمین هستند که فکر می کنند جنگ چیز خوبی است. شاید برای آنها منفعتی داشته است یا شاید با آن شرایط بهتر می توانند کنار بیایند. شاید صلح را بلد نیستند. نمی دانم. اما ما مردم شاید فقط فراموش کرده باشیم بدی و وحشتناکی جنگ را. خانمان براندازی و بی رحمیش را. شاید در زمان صلح،جنگ بسیار دور به نظر می رسد. اما اگر نگاهی به مکان کشورمان روی کره جغرافیا بیندازیم و کمی در خاطراتمان بگردیم و بعد هم به بعضی آدم های دور و برمان یا کسانی که این روزها تلویزیون بیشتر نشانشان می دهد گوش بدهیم، بهتر بفهمیم که جنگ می تواند خیلی هم دور نباشد. ولی خوب به قول بعضی ها مردم را نباید جنگ ترساند! 
با این مقدمه بخش هایی از کتاب زمین سوخته احمد محمود را اینجا می گذارم...

بمباران اهواز، عکاس: محسن شاندیز

چهره شهر عوض شده است. مردم، گروه گروه، خانه ها را ترک می کنند و با هر وسیله ای که به دستشان می افتد از شهر خارج می شوند. گروه کثیری پیاده راه افتاده اند. بار و بندیلشان را رو سر گرفته اند و در حاشیه جاده شوشتر، بی آنکه مقصدی داشته باشند، به طرف بیابان می روند. گاری های دستی، دوچرخه ها، چارچرخه ها، مملو از وسایل زندگی است. دو شب پی در پی است که بغداد وحشت ایجاد کرده است. رادیو بغداد تهدید می کند که شهرهارا خواهد کوبید. گوینده بخش فارسی رادیو بغداد، باد به گلو می اندازد  و از مردم شهرهای خوزستان می خواهد که اشیا سبک وزن و گران قیمت خود را بردارند و هرچه زودتر شهرها را تخلیه کنند. خبر موشک هایی که مردم دزفول را زیر آوار مدفون کرده است، رنگ تند خشونت، بی رحمی و ناجوانمردی به تهدید رادیو بغداد می زند. رادیو تهران می گوید که در انفجار موشکی دزفول هفتاد نفر شهید و سیصد نفر زخمی شده اند.



جنگ زده ها در غرب ایران، عکاس: علی هاشمی

مردم تو دشت ولو شده اند. کنار رشته های لوله، با پتو، جاحیم و یا هر چیز دیگر سایبانی افراشته اند و جل و پلاسشان را پهن کرده اند. هر ماشینی که قصد خروج از شهر دارد، همه کس، بی هیچ رودربایستی به ماشین آویزان می شود. فریاد و فحش و فضیحت راننده ها به گوش کسی فرو نمی رود. رو جاده آسفالتی که به رامین و ملاثانی می رود، سیاهی می زند. انبوه مردم مثل مور و ملخ تو هم می لولند. فریاد بچه ها، بوق اتومبیل ها و همهمه مردم قاطی شده است.


جنگ زده های بستان، عکاس: محمد فرنود
مردم با دست خالی از خرمشهر گریخته اند. خانه و زندگی شان را رها کرده اند و حالا، سرگردان، بی اینکه بدانند به کجا می روند، بچه های خردسال را به دوش گرفته اند و تشنه و گرسنه و گرمازده راه می روندتا از پا درآیند. دولت اعلام کرده است که برای جنگ زدگان، اردوگاه  برپا خواهد کرد.



بمباران هوایی شوش، عکاس: غلامرضا دادبین
آبادانی ها و خرمشهری ها، تو اهواز سرگردانند. دسته به دسته و گله به گله، با بار و بنه، در بدر و بی هیچ سرپناهی، اینجا و آنجا، نشسته، خوابیده با لب های خشک و چهره های سوخته از آفتاب و پاهای پرآبله و بی هدف، ویلان و سرگردانند.
-        آبادان دیگه چیزی ازش نمانده
-        بریم را کوبیدن

-        بوارده را کوبیدن

-        پالایشگاه را کوبیدن
-        همه جا آتش
-        همه جا خون
-        دود
-        باروت
-        


اهواز بعد از بمباران هوایی، عکاس: غلامرضا دادبین
بی آبی، بی برقی و بی غذایی، مردم آبادان را زله کرده است. فرودگاه آبادان را زده اند. خسروآباد را زده اند. پالایشگاه یکپارچه دود و آتش است.
-        کی می فهمه من چه دردی می کشم؟
-        وقتی خونه م به آتش کشیده می شه!

-        وقتی بچه هام هراسان میشن!

-        ...


بمباران بیمارستانی آبادان، عکاس: بهمن جلالی
گلوله توپ زده است و دیوار اتاق عمل بیمارستان شماره دو را درهم کوبیده است.
مجروحین جنگ، با دست ها و پاهای بریده، خودشان را از رو تخت ها پرت می کنند و کشان کشان تا پناهگاه وسط حیاط بیمارستان می روند. زخم ها سرباز می کند و خونریزی می شود و بیمارستان بهم می ریزد.


خانواده آبادانی در پناهگاه. عکاس:سعید صادقی
ها سلمان... چرا برگشتی؟
سلمان خسته است. حال حرف زدن ندارد. پیرتر به نظر می رسد. موی سفیدش بیشتر شده است. استخوان گونه هایش بیرون زده است.
چرا برنگردم؟... تو می دونی تو اردوگاه زندگی کردن یعنی چی؟... مثل غربتی!... مثل کولی، هر روز یه جا، هر هفته یه جا. از ئی شهر به اون شهر. تا آدم بخواد جا بیفته و با محل آشنا بشه مثل اجل معلق بالاسر آدم سبز می شن که یالا باید جمع کنین برین جیرفت، برین کرمان، زنجان، مشهد، تبریز... آدم از جان خودش سیر می شه! آدم ذله می شه!
...
باید بری تا بفهمی. جنگ زده مثل مهمون، سه روز اول محترمه. بعد، مثل مرده یواش یواش بو می گیره و می شه سربار جامعه!... روزای اول مثلاً تو یه مدرسه جاش می دن. غذاش می دن. از مسجد مقرری ماها نه بهش می دن. چند روز که گذشت اول غذا قطع می شه. بعد تلفن مدرسه را قطع می کنن. بعد برق. بعد مقرری و اگر یه کم بی زبان باشی آبش را هم می برن. تا حرف بزنی می شی مفت خور سربار جامعه. یه ریزه بیشتر حرف بزنی می شی بادکنک!
بادکنک؟! بادکنک دیگه چیه عبد؟
هیچی!... میگن جنگ زده ها شهر و متورم کردن! ورمش کردن! بادش کردن! آخر دست اگه بگی بابا ما هم آدمیم، روزی برای خودمان کاری داشتیم، حرمتی داشتیم، جا و مکانی داشتیم... زبانم لال، میشی ضد انقلاب!... من قربان همی گلوله توپ می رم. قربان همی خمسه خمسه... بهتر از اینه که بشم ضد انقلاب!


قربانیان بمباران هوایی عراق در زیوه. عکاس: سیف الله طاهری
نرگس از در بدریهاش حرف می زند. از تنگ ملاوی. از اردوگاه جنگ زدگان و از گل محمدش.
چی بگم خواهر... گل محمدم از سرما مرد. خناق گرفت. نمیدونم، سیاه سرفه... شایدم از سرما مرد!.. ما که مال گرمسیریم اونجا نمی تونیم زندگی کنیم. گل محمدم شب تاسحر مثه کوره سوخت. سحر، وقتیکه هوا گرگ و میش بود تسلیم کرد... سرد شد!
از حرف هایش دستگیرم می شود که قدم به قدم با چهارتا بچه قد و نیم قد و شکم برآمده، رفته است تا رسیده است به اردوگاه جنگ زدگان و دستگیرم می شود که تو چادر زندگی کرده است با چند تخته پتو و یک وعده غذا، که شکم بچه ها سیر نمی شده است و هوای سرد ملاوی.

از کتاب زمین سوخته، نوشته احمد محمود، انتشارات معین 

پ.ن: انتخاب عکس ها از من است و لزوما ارتباطی بین عکس و نوشته نیست، غیر از اینکه همه مربوط به جنگ هشت ساله ایران هستند.

نظرات  (۸)

عکس و متن هر دو خیلی تاثیرگذار بودن. تن و بدنم میلرزید با دیدن این صحنه ها. تازه اینکه فقط عکسشه. اونیکه اونجاها رو به چشم دیده چی بگه!
حتما باید این کتابو بخونم.
پاسخ:
واقعا مردم جنگ زده چى کشیدن؟ بخون و امیدوارم همه بخونن. 
وحشی ها به کشوری که سیستم امنیتی پیچیده و قوی داره طمع نمی‌کنن
به جنگیدن با کشوری که علم و فناوری هسته ای داشته باشه و البته تسلیحات پیشرفته فکر هم نمیکنن
آمریکا و اسراییل به هیچ کشور قدرتمندی که آزمایش‌های موشکی و هسته ای انجام می‌داده حمله نکردن الا کشورهایی که خودباخته بودن
 خیلی ها به خصوص اونایی که جنگو از نزدیک درک کردن دشمنو از نزدیک دیدن سیستم جنگ افروزی رو از نزدیک دیدن روشهای  پیشگیرانه رو خوب بلدن ولی بعضی ها عوامانه دقیقا پا جای پای کشورهای مورد حمله واقع شده میزارن به اسم صلح طلبی
من از شما میپرسم آمریکا وقتی فکر می‌کرد ما از نظر هسته ای قوی هستیم و می‌تونیم به فناوری بمب هسته ای دست پیدا کنیم بیشتر از جنگ با ما می‌ترسید و دنبال مذاکره بود یا حالا که خلع سلاح هسته ای مون کرده!؟نگید که هرکس به حرف آمریکا گوش کرده امان نامه دادن دستش...
پاسخ:
به نظرم روی کار بودن جمهوری خواه های جنگ طلب یا دموکرات های معقول بیشتر به مذاکره ربط داشته باشه تا بحث ترس. همین طور که اینور هم روی کار بودن آدمای جنگ طلب و تخریبگر بیشتر ما رو منزوی کرد و باعث سیاه نماییمون در دنیا شد و بر علیه مون کاغذ پاره! صادر کردن! خلاصه سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندن! ما از نظر هسته ای دقیقا تو دوره ای بی سروصدا پیشرفت کردیم که آدمای صلح طلب روی کار بودن اتفاقن! و بیشترین ضربه رو هم وقتی خوردیم که آدمای جنگ طلب تو سازمان ملل شعار حذف اسراییل رو از کره زمین دادن و دنیا رو روی ما حساس کردن و از ما ترسوندن!
مردم ما شدیدا فراموشکارن خانم سورمه...جنگ که هیچی و برای سالهای قبل تر بوده مردم 84تا 92 شونو هم یادشون رفته..این چهره ی زشتی که از ما توی جهان بود...هر روز ی اتفاق تازه...
معنای صلح رو نمیدونند...ملت ما جمعه ب جمعه میرن و برای نصف مردم دنیا آرزوی مرگ میکنند...روز قدس دارند...22بهمن دارند..
:(

مردمی ک سیاستمداران فاسد را انتخاب میکنند قربانی نیستند بلکه شریک جرمند.

"جورج اورول"
پاسخ:
کاش یکی هم یه جمله راجبه اونایی که هیچ انتخابی نمی کنن می گفت! اونایی که فقط نشستن و نگاه می کنن.
به سوالات جواب ندادید
اما لااقل اینو بگید که اگر این روش صلح طلبی  جواب داده چرا از عربستان!!!! تهدید به جنگ شدیم در حالی که هنوووووز گزینه های آمریکا هم روی میزه
شما به دزد میگی غلط کردم یا غلط کردی؟
صلح طلبی روش هایی داره و این روشی که شما بهش تشویق میکنید حتی توجیه علمی هم ندارد
واقع بین باشید و ببینید آمریکا و امثالش به چه کشورهایی حمله کردن
یا ببینید آقای ظریف با چه ژستی به اونها التماس می‌کنه به قولشون عمل کنند وگرنه دولتشون رای نمیاره...شما به این نوع دیالوگ میگید مذاکره?
پاسخ:
من جواب شما رو دادم. منتها شما گوش نمی دید. احتمالا به همین دلیل به مذاکره هم اعتقاد ندارید چون اهل گوش دادن نیستید.
به هر حال جنگ راه انداختن هنر نیست و احتمالا آسونترین کار دنیاست و کل حرف من هم همین بود که ما جنگ رو نفهیمیدیم چون اونطور که واقعن اتفاق افتاد بهمون نشون داده نشد. سعی کنیم بفهمیمش، بفهمیم چه بلایی سر مردممون اومد، همین.
یه عده در برابر فهمیدن مقاومت میکنن.
تفکر مستقل ندارن و کورکورانه یه سری حرف و شعار رو تکرار میکنن.
جو زده هستن. دنباله رو هستن. برای همینه که فرهنگمون روز به روز پسرفت میکنه. اونی که تلاش میکنن بهش برسن، منفعت شخصیه نه همگانی. بعد میان خودشونو دلسوز کشور نشون میدن
الان ما رفتیم با آمریکا و فلان و بهمان هم جنگیدیم، یه ملتی هم مُردن، یه سرمایه نیم بندی هم که کشور داشت، نابود شد تو جنگ، بعد چی میشه؟ به چی میرسیم؟ بعدش که همه باهامون چپ شدن، میخوایم کشورو بسازیم؟!
جنگ اون سالها، واسه دفاع بود. ما نرفته بودیم بگیم دعوا داری؟ بیا بجنگیم! یکی دیگه اومده بود تو خاک ما، اومده بودن بجنگن. مردم دفاع کردن.اسمشم دفاع مقدسه، نه جنگ مقدس!
تازه اونموقع اغلب مردم متحد بودن، هدف واحد داشتن. الان چی؟ مردم گروه گروه شدن.حاضرن مخالف خودشونو سر به نیست کنن. با تکیه روی حمایت کدوم گروه میخوایم بریم جلو؟

الانم اجازه نمیدیم حقمونو بگیرن. ولی با هوشمندی. نه با بدو بیراه و جنگ طلبی.
هرچند الانم اگه یکی بیاد حمله کنه ، وایمیستیم می جنگیم. دفاع می کنیم.
ولی کی گفته باید جلو جلو رفت بقیه رو تحریک کرد که بخوان علیه ما متحد بشن، که جنگ راه بیفته. آخه با چه منطقی؟!
ادعایی ندارم اما هم میدونم جنگ چیه هم زیاد به مناطق جنگی رفتم هم زیاد خوندم هم زیاد گریه کردم...و هم اهمیت پیشگیری از وقوع جنگ رو در سیره پیامبر خوندم و بهش اهتمام دارم و فهمیدم مهم ترین تاکتیک مبارزه با یک زبان نفهم که حتی به قرداد های فی مابین عمل نمیکند نشان دادن زور بازوست.مثل نشان دادن چوب به گرگ.این باعث میشود اصلن حمله ای اتفاق نیافتد نه این که بایستی بترسی پای فرار را هم نشانش بدهی که دنبالت کند که کارش به دریدن هم بکشد.
تفاوت ما در اینه که سابقه ی آمریکا به من می گوید اهل حرف زدن و مذاکره نیست و چه مذاکره بکند چه نکند همان کاری را میکند که سیاست استکباری و استعماری اش می گوید مثل یک حیوان که نمیشود با او حرف زد که نزند ندرد نکشد کودک کشی نکند وووو
اما شما هنوز آمریکا را یک انسان تصور میکنید که میشود حرف زد با او و ملزم به خوش قولی اش کرد...یکی از خوش قولی هایش یا وحشی نبودن هایش و ترحم  ورزی هایش را مثال بزنید
بگویید چرا اینهمه میگوید انرژی هسته ای نداشته باشیم اما خودش حتی فناوری بمب هسته ای را هم دارد و بر سر مظلومان هیروشیما هم ریخته و هیچ تعهد اخلاقی هم ندارد که نکشد !!؟؟؟؟؟؟چرا؟ 
پاسخ:
من شخصا فکر نمی کنم آمریکا خوش قوله ولی در دنیایی زندگی می کنیم که تندروی ها فقط ما رو منزوی می کنه و باعث می شه کاسه کوزه ها رو سر ما بشکنن. باید قوی باشیم از نظر امنیتی ولی قرار نیست مدام تو بوق بکنیم که قوی هستیم! باید سیاست بلد باشیم! نباید دنیا رو با حرف هایی که فایده ای ندارن بترسونیم! باید قوی باشیم برای دفاع، نه برای حمله! ما اگر آمریکا رو قبول نداریم قرار نیست یکی شبیه آمریکا باشیم! ما با دیپلماسی می تونیم دنیا رو طرفدار خودمون کنیم و البته که باید قوی باشیم که بعد بتونیم بریم سر میز مذاکره! ولی باید مذاکره کرد حتا با دشمن تا کشورمون رو در امان نگه داریم.
خب خوبه که به نقاط اشتراک رسیدیم 
پس بریم سر نوع قدرت نمایی و منزوی نشدن در جهان
العلم سلطان یعنی علم به ما قدرت میده ،یکی از علم های روز دنیا که تعیین کننده و استراتژیکه همین انرژی هسته ایه و این واقعا جای تاسف داره که علممون هم سرکوب شد هم ته موندش تحت نظارت های شدید امنیتیه.
یا مثلا ممکنه تحرکات نظامی در منطقه ما اتفاق بیافته که مقامات نظامی از طریق نقشه های نظامی متوجهش بشن لزومی نداره اینو به مردم بگن اما مثلا شما میبینید که یک دفعه فرمانده کل قوا میره دانشگاه امام حسین و مانور میبینه یا سپاه موشک امتحان میکنه  ووو-تحرکات یعنی مثلا ی تعداد زیادی تانک آمریکایی  که تو عراق مستقرن بیان به سمت مرز شلمچه ی ایران اتراق کنن-ما نوعا تحرکات رو نمیبینیم برای همین احساس میکنیم رفتار دفاعیِ حکومتمون زیادیه و ترس آوره!
و اما مذاکره
ببینید ما باید اول آزادی رو معنی کنیم بعد راجبش صحبت کنیم 
حق رو معنی کنیم بعد میانه و تند و کندش رو معنی کنیم
تندروی اینجا به چه معناست؟
مثلا ما میریم سند2030 رو امضا میکنیم که بندهاش هم مشخصه بعد میایم میگیم بومی سازی میکنیم ،بندهای اونو اجرا نمیکنیم، اما همین امضا کردن میشه ماجرای تازه ما تو صحنه ی بین الملل چرا چون از نظر اونا ما بد عهدی کردیم و باید عینا عکسهای کتاب یونسکو رو مرجع قرار میدادیم و ...و این جور وقت هاست که سرو کله ی آمریکا پیدا میشه و تحریم های تازه و ادعاهای حقوق بشری ؟!این مسئله میتونه ما رو در جامعه جهانی بد عهد نشون بده!پس میبینید که دیپلماسی مسئله ی پیچیده ایه! چطور میشد سند رو امضا کرد برای اینکه منزوی نبود اما بد عهد هم شناخته نشد این دیپلماسیه قویه !نه کاری که دولت فعلی کرده!!شاید حالا بشه گفت این دولت عجول بوده و تندروی کرده در امضا و اجرا...
از ی بنده خدایی میپرسن تو هم این گل ها و صدای پرنده و بوی خوش ِ بهارو دوست داری؟میگه پ ن پ من فقط زباله و بوی تعفن و اینا رو دوست دارم 
هیچ کس نه جنگ دوست داره نه مبارزه رو به مذاکره ترجیح میده 
اما هرکسی روش های خودشو داره بیاید به جای آزمون و خطا با روش هایی که قرآن گفته و اصلا انقلاب با اون اتفاق افتاده پیش بریم کارای مهم تری داریم.





پاسخ:
درباره سند 2030 به نظرم نگاهی بهش بندازید. سند خوبیه. اطلاعاتی که این روزا داره درباره اش پخش می شه به دلیل انتخابات غرض ورزانه و دروغه. یه چیزایی رو می شه رفت خوند و تحت تاثیر بازی ها قرار نگرفت. 

اگر واقعا تزتون اینه که:آدمای جنگ طلب تو سازمان ملل شعار حذف اسراییل رو از کره زمین دادن و دنیا رو روی ما حساس کردن و از ما ترسوندن!
و با این حساب اصولگرا می شه جنگ طلب و اسرائیل هم به ارث پدریش رسیده و غصبی در کار نبوده
پس کلا حرفی ندارم!!!
بیست سی رو هم متن انگلیسیشو خودم خوندم.
چیزی غیر از چیزایی که تو تلویزیون ازش شنیدم ندیدم.به درد خود آمریکا می خوره نه کشور اسلامی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی