سورمه

سورمه
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم.
پیوندهای روزانه

می میریم زودتر از آن که مرده باشیم

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱ ب.ظ

امروز یک نفر گفت برای تصمیم گرفتن باید به آنچه که جلوی رویمان است توجه کنیم و نه به حرف های ذهنمان.
دارم به این جمله فکر می کنم. به بی شمار دفعاتی که صدای ذهنم جلویم را برای انجام کاری گرفته است. بارهایی که پیش بینی کرده  که موفق نمی شوم، شکست می خورم یا کارم یا حرفم یا سوالم احمقانه است. مدرسه که می رفتم زیاد پیش می آمد سوال هایم را نپرسم. خجالتی بودم و فکر می کردم سوال هایم ممکن است زیادی ساده یا احمقانه باشند و شاید فکر می کردم سوال های احمقانه ممکن است من یا دیگران را بکشد! شاید نمی خواستم جلب توجه کنم یا بهم بخندند. خیلی طول کشید تا بهتر شوم ولی هیچوقت کاملا خوب نشدم.
یادم هست همین دوسال پیش هم که سر کلاس های یک دوره دوست داشتنی می نشستم همین مشکل را داشتم ولی انگار خیلی متوجه اش نبودم. یک روز داشتم برای نون از کلاس تعریف می کردم. بهش گفتم خیلی جالب است که پسری در کلاسمان هست که انگار خیلی شبیه من است. همان سوال هایی را از استاد می پرسد که توی ذهن من هست ولی من نمی پرسم. نون گفت پس در واقع شبیه تو نیست چون سوال هایش را می پرسد ولی تو همان سوال ها را نمی پرسی... و من برگشتم به دوران مدرسه و تازه حواسم جمع شد که آن دخترک خجالتی هنوز  توی ذهنم زنده است و بی سروصدا کار خودش را پیش می برد. این همان صدای ذهن است. وقتی می گوید نپرس، نرو، نبین، امتحان نکن، وقتی می گوید نمی توانی، شکست می خوری و همه از تو بهترند... و اینطور می شود که زندگی نکرده می میریم. 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۲
سورمه

زندگی

من

نظرات  (۲)

مشکل منو‌گفتین😥😥
منم الان کلاس هایی که میرم سوال نمی پرسم چون نمی خوام جلب توجه کنم ..به خاطر همین بعضی جاها بعضی مطالب رو ناقض می فهمم..
ولی طبق نوشته شما باید به اون چیزی که جلومونه توجه کنیم

سربلند باشید
پاسخ:
فکر می کنم مدام باید تلاش کنیم و از این موانعی که خودمون برای خودمون می سازیم رد بشیم
۲۳ آبان ۹۶ ، ۰۰:۱۷ نیمچه مهندس ...
یاد چند پست پیشت افتادم.نخواستن،صدای ذهن
منم این مشکل رو دارم منتها با بیشتر شدن سن انگار که دیگه اون ترس از احمقانه بودن سوال یا خندیدن بهم کمرنگ شده سوالام رو میپرسم و تازه میفهمم بقیه هم سوالشون بوده و نمی پرسیدند.
ولی در برابر خواسته هام از خودم هنوز زورم به خودم نرسیده.همیشه فکر میکنم کم هستم.
پاسخ:
آره افزایش سن یه کم حال آدمو بهتر می کنه ولی با بقیه اش باید جنگید. فکر کنم باید خودمونو بیشتر دوست داشته باشیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی